تبليغاتX
پرسه در تمام ناتمام

پرسه در تمام ناتمام

 

ومن بر تمام سطوح زندگیت ماسیده ام

و تمام حجم مهربان اندوهت  را به کثافت کشانده ام.

....

....

... 

+ نوشته شده در Wed 25 Jun 2008ساعت 7:54 PM توسط باران |


 

ایستگاه اتوبوسی که کاری به کار من ندارد

حتی اگر نیمه عریان باشم با سیگاری گرگرفته بر لب

+ نوشته شده در Wed 11 Jun 2008ساعت 10:54 AM توسط باران |


 

نگاه آشنا در این همه چشم

ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

 

 

برای عزیزی که نمیداندهر روزش را دلتنگم چقدر سخت

+ نوشته شده در Fri 30 May 2008ساعت 5:34 PM توسط باران |


 

درسرم سری میپکد

دیواری که خودش را ترسیده سخت

مرا در خودم که پریده رنگ را سخت

میلغزاند ٬ میچرخاند

می  ر  ها  ند.

+ نوشته شده در Thu 22 May 2008ساعت 1:5 AM توسط باران |


 

می ایستم روی چشمهایم

وگرگر اجاقی که میترساندم هنوز

 

هیچ سرگیجه کشداری مرا نمیبخشاند

 

م ی ل ر زد

جنازه حواسی که برایم باقیمانده

توان تاوان بایدم

 

همیشه حماقتهایی هست که روح به آن افتخار میکند

توان تاوان بایدم

اگر جنازه حواسی مانده باشد هنوز

+ نوشته شده در Thu 22 May 2008ساعت 0:58 AM توسط باران |


 

میدانستم امروز را

که خسته میشوی از شعرهایم

روزی هزاربار گفته بودم

 نمیدانستم امروزرا

که اینگونه زود شعر میشوم.

+ نوشته شده در Thu 22 May 2008ساعت 0:46 AM توسط باران |


 

اعتراف میکنم

من خودم را بلد نیستم

و تو را نیز

 

 گویی وقت آن رسیده است

که کسی بیاید ومرا به من یاد بدهد

 

میخواهی تو بیایی

 خودت را به من

یا من را به من  یاد بدهی

 

آنوقت شاید

تو نیز خودت را یاد بگیری

و من را نیز

 

اما من همچنان

خودم را بلد نیستم

وتو را نیز

...........

 

+ نوشته شده در Thu 1 May 2008ساعت 5:20 PM توسط باران |


 

هیچ وقت نفهمیدم

چه قدر از تو چه است برای من

و چه قدر از من چه است برای تو

 

شاید هم ....

+ نوشته شده در Thu 17 Apr 2008ساعت 8:9 PM توسط باران |


 

میمیرانم خود را در هر لحظه مالیخولیای ن می دانم ها

بالا می آید این همه پریده رنگ بیرنگ کشدار

از شریانم ٬ نبضم٬ گلوگاهم

 

خشکی رگهایم را هیچ گریزی نیست

جز حجم گس یک نارنجی جیغ

دروانفسای یک  بستر کبود کثیف

+ نوشته شده در Thu 10 Apr 2008ساعت 5:47 PM توسط باران |


 

رفیق روزهای خوب

رفیق خوب روزها

همیشه ماندگار من

همیشه در هنوزها

......

+ نوشته شده در Wed 9 Apr 2008ساعت 10:12 AM توسط باران |